بر لبان همدیگر

بر لبان همدیگر

اما خیالی

دست همدیگر را میگیریم

اما خیالی

اغوشمان به سوی هم باز میشود

اما خیالی

اینجا

نسل من

نسل خیالبافیست

اما من

از این خیالها خسته ام

دلم رسیدن حقیقی میخواهد

حاضری مرا

حقیقی ببوسی

در اغوش بگیری

و دستانم را در دستانت قفل کنی

نگذاری احساساتم پرپر شود



اما حیف که اینم جز خیال چیزی نیست....
دیدگاه ها (۱)

چه دلتنگم...وقتی در ایوان دلتنگی هایم مینشینم وبه منظره خزان...

نام رمان: تلخ و شیریننویسنده: ستایش گلزارژانر : عاشقانهتعداد...

«منشورِ کبیرِ عقلِ بهرام محمدی: دکترینِ حَد و معماریِ قدرت»۵...

«صحیفهٔ مهدویِ بهرام محمدی: دکترینِ مهندسیِ اراده و حَدِّ تم...

«صحیفهٔ مهدویِ بهرام محمدی: دکترینِ مهندسیِ اراده و حَدِّ تم...

♨️اجتماع گسترده یمنی‌ها در شهر صعده با عنوان «ثابت‌قدم در حم...

♨️تعلیق پروازهای پاکستان به عربستان همزمان با تهدیدهای انصار...

جهنم خوش بگذره حرومی ♨️کشته شدن فرمانده نیروهای واکنش سریع د...

یه رفیق می‌خوام مثل پوتین که اینجوریپشتم با ایسته♨️اظهار محب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط