شخصی به حضرت موسی علیه السلام که داشت می رفت به کوه با خد
شخصی به حضرت موسی علیه السلام که داشت می رفت به کوه با خدای خود مناجات کنه، گفت :ای موسی شما که داری می ری برای عبادت، به خدایت بگو، مگر نمی گویی اگر بنده ای گناه بکنه، در کارش گره ای گره می افته، پس چرا من با این همه گناه که انجام دادم، بهترین امکانات را دارم و خیلی وضع من خوبه،و هیچ گره ای در کارم نیفتاده؟حضرت موسی علیه السلام رفت که مناجات کنه، خداوند متعال به موسی فرمود :موسی چرا پیغام بنده ام را به من نمی دهی؟! عرض کرد :خدایا خجالت می کشم جسارت این بنده را بگویم، خداوند متعال فرمود :موسی! به بنده ام بگو که تو در بدترین شرایط هستی و سخت عقاب شاملت شده، ولی تو متوجه نیستی، به او بگو لذت عبادت را از تو گرفتم، وقتی به نماز می ایستی هیچ لذتی از نمازت احساس نمی کنی.
- ۳.۷k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط