Hidden Melody in Midnight Seoul 

Hidden Melody in Midnight Seoul 
p.29

(از زبون نویسنده)

روزهای بعدی آروم اما مثبت پیش می‌رفت. جونگ‌کوک و ا.ت هر دو سعی می‌کردن آروم آروم به هم نزدیک‌تر بشن. پیام‌ها بیشتر شد، ولی هنوز سنگین و محتاط.

(امیدوار)

یه شب جونگ‌کوک پیشنهاد داد برن همون استودیو کوچیک ا.ت. وقتی رسید، ا.ت در رو باز کرد و لبخند کوچیکی زد.

(گرم)

+ بیا تو.

داخل استودیو بوی آشنا می‌اومد. جونگ‌کوک نشست و ا.ت لپ‌تاپ رو باز کرد. با هم یه ملودی قدیمی رو گوش دادن و بعد شروع کردن به کار روی یه ترک جدید.

(صمیمی)

جونگ‌کوک یه خط ملودی پیشنهاد داد و ا.ت امتحانش کرد. برای اولین بار بعد از مدت‌ها، با هم خندیدن.

- این یکی عالی شد!

ا.ت سرش رو تکون داد.

(نرم)

+ آره... با تو بهتر می‌شه.

بعد از کار، نشستن روی مبل و حرف زدن. جونگ‌کوک آروم از فشار کاراش گفت و ا.ت هم از تنهایی‌اش تو سئول. این بار بیشتر گوش دادن به هم.

(احساس نزدیک‌تر شدن)

قبل از رفتن، جونگ‌کوک ا.ت رو آروم بغل کرد و این بار ا.ت هم محکم‌تر بغلش کرد.

(گرم)

- ممنون که فرصتم دادی.

ا.ت آروم گفت.

+ ممنون که صبر کردی.

جونگ‌کوک وقتی برگشت خونه، احساس سبکی عجیبی داشت. هنوز همه چیز کامل درست نشده بود، ولی غم قبلی دیگه مثل قبل سنگین نبود.

ا.ت هم بعد از رفتن جونگ‌کوک، هدفون رو گذاشت و ملودی‌ای که با هم ساخته بودن رو گوش داد. این بار لبخندش واقعی‌تر بود.

(امید)

شاید واقعاً بشه دوباره از اول شروع کرد........
ادامه دارد........
دیدگاه ها (۱)

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.30(از زبون نویسنده)کم‌کم ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.31(از زبون نویسنده)روزها ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.28(از زبون نویسنده)پیاده‌...

لایک های پارت آخر به ۴۰ برسه ۶ پارت میزارم

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.7(از زبون نویسنده: حالا د...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.5(از زبون نویسنده: حالا د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط