یکبار فاطمه را گذاشت روی اپن آشپزخانه و به او گفت: #بپر ب

یکبار فاطمه را گذاشت روی اپن آشپزخانه و به او گفت: #بپر بغل بابا
و فاطمه به #آغوش او پرید. 

بعد به من نگاه کرد و گفت: ببین فاطمه چطور به من #اعتماد داشت. او پرید و می‌دانست که من او را می‌گیرم، اگر ما اینطور به خدا اعتماد داشتیم همه مشکلاتمان #حل بود. 

#توکل واقعی یعنی همین که بدانیم در هر شرایطی خدا #مواظب ما هست.

✍ به نقل از همسر 
#شهید_مصطفی_صدرزاده🌷
#بسیج #بسیجی #پاسدار #سپاه
دیدگاه ها (۲)

🛑 یکبار فاطمه را گذاشت روی اُپن آشپزخانه و به او گفت: بپر بغ...

✨یکـبار فاطمہ را گذاشـت روۍ اپن ‌آشپزخانـھ و بہ او گفت :بپر ...

یک بار‌ فاطمه را‌ گذاشت روی اُپن آشپزخانه‌ و به او گفت :بپر ...

❤️یڪ‌بار‌فاطمه‌را‌گذاشت‌روۍاُپن‌آشپزخانه‌وبه‌اوگفت :بپـربغل‌...

🌹‏همسرش میگفت یکبار فاطمه رو گذاشت روی اُپِن آشپزخونه و بهش ...

انقلاب، سر کارگر جنوبی قرار داشتیم. با پرایدش آمد. سوار شدم ...

🌹قسمت اول🌹🌹🔰 مروری بر بیانات رهبر انقلاب در دیدار بسیجیان. ۱...

من در یک خانواده مذهبی به دنیا اومدم پدر و مادرم به حجاب و ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط