(*_*)teodan and leyca(*_*)
(*_*)teodan and leyca(*_*)
*1*
آراس حاظر شد برای روز اول مدرسه
دنیز:صبح بخیر
آراس:صبح تو هم بخیر
دنیز: امروز روز اول مدرسه هست
آراس:اره با سختی بورسیه گرفتیم
دنیز :اره صبحانه بخور بریم
فرات:سلام صبح بخیر بچه ها
آراس:صبح تو هم بخیر
گونچه: بشنید
فرات:آراس مطمعنی که میتونی پیداش کنی
آراس:خیلی سخته و خوب خودتم میگی باید کلی سختی بکشم که فقط بتونم اونی که میدونه دمیر کیه و کجاست پیدا کنم و حرف بزنم و باید کلی راه پشت سر بزارم که بفهمم اما مطمعنم پیداش میکنم
فرات:باشه خودت میدونی
گونچه : خوب به سلامت برید دنیز نبینم دوباره نقاشی میکشی
دنیز:نمیبینی چون نشونت نمیدم اما من طراحی کنار نمیزارم
آراس:باشه بریم
لیلا:صبح بخیر
تئومان:صبح بخیر
مریم:صبحتون بخیر بشنید
احمد:دوباره روز اول دعوا نکنی
مریم:احمددد
تئومان:من میرم میخوام زود تر برم
مریم:تئومان اوففف احمد این چه حرفیه
لیلا:منم باهاش میرم
مریم:باشه دخترم
احمد :مراقب خودت باش
مدرسه
همه داشتن وارد مدرسه میشدن سر کلاس
استاد:سلام بچه ها خوش آمدید سال تحصیلی جدید مبارک میگم خوب همه دانش آموز های قبلی هستن البته دوتا دانش آموز جدید داریم که تازه با بورسیه آمدن بهتر خودشون رو معرفی کنن
آراس:سلام من آراس کزن هستم
دنیز:منم دنیز کزن هستم
استاد:خواهر برادر هستید
آراس:خوب
دنیز:بله
استاد :چه جالب بنشینید
زنگ استراحت
تئومان رفت پیش آراس
تئومان :اووو دانش آموز بچه ننه داریم ببین پسر جون بهتر هرچی میگم گوش بدی
آراس:تو کی باشه
تئومان با یه پوزخند:من تئومان آف اک هستم با من درنیوفت
آراس:در بپفتم چی
تئومان و آراس دعوا کردن
دنیز:آراس بسه ولش کن
تئومان:اره این کوچولو راست میگه
دنیز:تو خفه شو و گمشو
مدیر:باز دعوا برید سر کلاس تون
باریش:آراس خوبی؟
آراس:اره
پایان این پارت 😎 🖤
لایک کامنت فراموش نشه❤️💬
*1*
آراس حاظر شد برای روز اول مدرسه
دنیز:صبح بخیر
آراس:صبح تو هم بخیر
دنیز: امروز روز اول مدرسه هست
آراس:اره با سختی بورسیه گرفتیم
دنیز :اره صبحانه بخور بریم
فرات:سلام صبح بخیر بچه ها
آراس:صبح تو هم بخیر
گونچه: بشنید
فرات:آراس مطمعنی که میتونی پیداش کنی
آراس:خیلی سخته و خوب خودتم میگی باید کلی سختی بکشم که فقط بتونم اونی که میدونه دمیر کیه و کجاست پیدا کنم و حرف بزنم و باید کلی راه پشت سر بزارم که بفهمم اما مطمعنم پیداش میکنم
فرات:باشه خودت میدونی
گونچه : خوب به سلامت برید دنیز نبینم دوباره نقاشی میکشی
دنیز:نمیبینی چون نشونت نمیدم اما من طراحی کنار نمیزارم
آراس:باشه بریم
لیلا:صبح بخیر
تئومان:صبح بخیر
مریم:صبحتون بخیر بشنید
احمد:دوباره روز اول دعوا نکنی
مریم:احمددد
تئومان:من میرم میخوام زود تر برم
مریم:تئومان اوففف احمد این چه حرفیه
لیلا:منم باهاش میرم
مریم:باشه دخترم
احمد :مراقب خودت باش
مدرسه
همه داشتن وارد مدرسه میشدن سر کلاس
استاد:سلام بچه ها خوش آمدید سال تحصیلی جدید مبارک میگم خوب همه دانش آموز های قبلی هستن البته دوتا دانش آموز جدید داریم که تازه با بورسیه آمدن بهتر خودشون رو معرفی کنن
آراس:سلام من آراس کزن هستم
دنیز:منم دنیز کزن هستم
استاد:خواهر برادر هستید
آراس:خوب
دنیز:بله
استاد :چه جالب بنشینید
زنگ استراحت
تئومان رفت پیش آراس
تئومان :اووو دانش آموز بچه ننه داریم ببین پسر جون بهتر هرچی میگم گوش بدی
آراس:تو کی باشه
تئومان با یه پوزخند:من تئومان آف اک هستم با من درنیوفت
آراس:در بپفتم چی
تئومان و آراس دعوا کردن
دنیز:آراس بسه ولش کن
تئومان:اره این کوچولو راست میگه
دنیز:تو خفه شو و گمشو
مدیر:باز دعوا برید سر کلاس تون
باریش:آراس خوبی؟
آراس:اره
پایان این پارت 😎 🖤
لایک کامنت فراموش نشه❤️💬
- ۶۱
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط