🤓 سناریو Stary Kids 🤓

🤓 سناریو Stary Kids 🤓



موضوع: وقتی با یک بچه هفت ساله دعوات میشه ‌و اون حالت رو میگیره😂⚔



چان: یاااا بچه ها دعوا نکنید زشته بچه های خوب که دعوا نمی کنن عزیزانم
بچه: ............
ا/ت: ...........🙄😒



چانگبین: ایییی اخخخخ نه نه موهام نهههه ا/ت جون ننت کمکم کنننن یااااا موهامممممم بچ... ای ای توله سگ ولم کننننن
ا/ت: ( درحال پاره شدن از خنده ) 😅🤣



هیونجین: م.میگم من ی چیزی بگم؟؟؟
بچه و ا/ت: نهههههه
هیونجین: ماااااااماااااااان
بچه و ا/ت: .......
هیونجین: بیا عروست و نوه ات رو از هم جدا کن کشتن همو😐😜



جونگین: یاااا بچه دست نزن به عشقمممم نه نههههه ا/ت مگه سگی گازش نگیییییر ...... ادامه دارد 🤓😂


سونگمین:
ا/ت: هق هقققق سونگمینااااا این تخم سگ منو زددددددد بزنش زود باشششش
بچه: دوست داشتم دلم خواست پرو بازی دربیاری بازم می زنمتتتت
ا/ت: کثافتتتت الان به سونگمین میگم جرت بدهههه
سونگمین: ........😶💔



هان: ( رفته سوپر مارکت خوراکی بخره خبر نداره چی شده 🍬🍫 )



لینو:
بچه: دایی شوهر منههههه
ا/ت: نهههه نخیرمممم دوست پسر منههههه
بچه: اصلا پدر بچه ی منههههه
ا/ت: .........
لینو: .......🥴🥸



فیلیکس: ( خیلی سوسکی صحنه رو ترک میکنه چون می دونه اگر خدای نکرده طرف بچه رو بگیره که اینکارم میکنه از شورت دارش میزنی )😂💩
دیدگاه ها (۷)

دو پارتی هیون

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

Crimson silence (p15)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط