تک‌پارتی — «وقتی همه‌چی برعکس شد» 😎🔥

تک‌پارتی — «وقتی همه‌چی برعکس شد» 😎🔥

روز فیلم‌برداری بود و قرار بود یک برنامه‌ی سرگرمی ضبط شود. تهیه‌کننده ناگهان اعلام کرد:

تهیه‌کننده: امروز اعضا باید جای همدیگه رو عوض کنن و کارهای هم رو انجام بدن! 😂

جین: یعنی من باید نقش شوگا رو بازی کنم؟

شوگا: فقط خرابش نکن. 😐

ا/ت: من چی؟

تهیه‌کننده: تو امروز تهیه‌کننده‌ی موقتی!

ا/ت: اوه... این خطرناکه. 😈

اولین مأموریت: جین باید آشپزی کند.

جین: من آشپزی بلدم!

نامجون: آخرین بار که گفتی بلدی، آژیر خطر روشن شد. 😂

بعد نوبت جونگ‌کوک شد که نقش نامجون را بازی کند.

جونگ‌کوک با جدیت گفت: «بچه‌ها، لطفاً منظم باشید.»

همه زدند زیر خنده. 😂

تهیونگ: تو اصلاً نمی‌تونی جدی بمونی!

بعد ا/ت تصمیم گرفت یک چالش سخت برای همه بگذارد:

هرکس باید در یک دقیقه یک استعداد مخفی نشان بدهد.

جیمین رقصید، تهیونگ یک نقاشی سریع کشید، شوگا چند نت موسیقی زد و جین یک اجرای کاملاً خنده‌دار انجام داد.

آخرش همه به ا/ت نگاه کردند.

جونگ‌کوک: حالا نوبت توئه. 👀

ا/ت لبخند زد و بدون حرف، چند حرکت رقص و بعد یک اجرای کوتاه موسیقی انجام داد.

همه چند ثانیه ساکت ماندند.

نامجون: خب... فکر کنم برنده مشخصه. 😳

شوگا: قبول.

جین: من اعتراض دارم!

ا/ت: اعتراضت رد شد، جین. 😂

تهیونگ: رئیس موقت خیلی جدی شده!

ا/ت: تا پایان برنامه همینم. 😎

وقتی ضبط تمام شد، تهیه‌کننده گفت:

تهیه‌کننده: بهترین قسمت برنامه همین بود؛ چون برای اولین بار همه واقعاً خودشون نبودن! 😂

جین: مخصوصاً من!

ا/ت: مخصوصاً تو. 😂🔥

همه با خنده از استودیو خارج شدند.

🔥💜 پایان 💜🔥

نویسنده: الیسا ✍️✨
دیدگاه ها (۰)

تک‌پارتی — «رازِ هدیه‌ی ناشناس» 🎁🔥 ا/ت وقتی صبح وارد استودیو...

تک‌پارتی — «یک شب بدون دوربین» 🌙✨ بعد از یک روز شلوغ، بالاخر...

تک‌پارتی — «اون روزی که ا/ت رئیس شد» 😎🔥 صبح زود، وقتی همه وا...

تک‌پارتی — «یک روز، هشت نفر، یک راز» 😎🔥 صبح، وقتی ا/ت وارد ا...

تک‌پارتی — «رازِ جعبه‌ی قرمز» ❤️‍🔥 بعد از تمرین، ا/ت وارد ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط