آن روز که شد زندگیِ ما آغاز،

آن روز که شد زندگیِ ما آغاز،



آغاز شد این فسانۀ سوز و گداز،



دادند به ما دلی و گفتند «بسوز»!



دیدند که سوختیم، گفتند «بساز»!
دیدگاه ها (۲)

روزی که جان فدا کنم ات، باورت شود،دردا که جز به مرگ، نسنجند ...

به جز آه و اشک میگون نکشد دل ضعیفم،به سماع ارغنونی و شراب ار...

نه چشم دل به سویی،نه باده در سبویی، که تر کنم گلویی،به یاد آ...

ای لهیب غم آتشم مزن!!خِرمن ام نسوز از شراره ها، ما زاسب، نه ...

گفتمش با غمِ هجران چه کنم؟ گفت بسوز!گفتمش چاره‌ی این سوز بگو...

هر روز صبحیک صفحه جدید در زندگی توستپس امروز بهترین آن را بس...

🌱یک روز هم می شوداز زندگی هیچ نمی خواهی از خودت هیچ انتظاری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط