Part
Part 2
دیدم یه پسر خیلی کراش و هات وارد شد سوا گفت اون بزرگ ترین مافیای کره هست
تعجب کردم دیدم چندتا دختر و دیدم لباس های خیلی باز پوشیده بودن دخترا رفتن سمت پسره که معلوم بود پسره خوشش نمیاد داشتم نگاه میکردم که یهو دیدم نگاهش افتاده رو من یه حس بدی بهم دست دارم آومد سمتم ترسیده بودم که گفت عجب. خانوم کوچولو خوشگلی چون لباسم باز بود فکر کرد یکی از اون هرزه ها هستم که گفت
جیمین : خیلی خوشگلی بره زیر خوابی عالیه اعصابم خورد شد بهش فحش دادم گفتم
جیمین : اعصبانی شد گفت باشه ولی وایستا ببین که مال من میشی
اعصابم خورد شد خواستم از بار برم بیرون که بهش طعنه زدم و با سوت رفتیم اعصابم خورد بود رفتم خونه خوابیدم
صبح ا،ت ویو
از خواب بیدار شدم اماده شدم که برم دانشگاه رفتم کلاسم تموم شد از دانشگاه خارج شدم دانشگاهم نزدیک خونم بود به خاطر همین پیاده رفتم که به چیزی رو دهنم حس کردم و بعد سیاهی
دیدم یه پسر خیلی کراش و هات وارد شد سوا گفت اون بزرگ ترین مافیای کره هست
تعجب کردم دیدم چندتا دختر و دیدم لباس های خیلی باز پوشیده بودن دخترا رفتن سمت پسره که معلوم بود پسره خوشش نمیاد داشتم نگاه میکردم که یهو دیدم نگاهش افتاده رو من یه حس بدی بهم دست دارم آومد سمتم ترسیده بودم که گفت عجب. خانوم کوچولو خوشگلی چون لباسم باز بود فکر کرد یکی از اون هرزه ها هستم که گفت
جیمین : خیلی خوشگلی بره زیر خوابی عالیه اعصابم خورد شد بهش فحش دادم گفتم
جیمین : اعصبانی شد گفت باشه ولی وایستا ببین که مال من میشی
اعصابم خورد شد خواستم از بار برم بیرون که بهش طعنه زدم و با سوت رفتیم اعصابم خورد بود رفتم خونه خوابیدم
صبح ا،ت ویو
از خواب بیدار شدم اماده شدم که برم دانشگاه رفتم کلاسم تموم شد از دانشگاه خارج شدم دانشگاهم نزدیک خونم بود به خاطر همین پیاده رفتم که به چیزی رو دهنم حس کردم و بعد سیاهی
- ۱۶.۰k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط