گره

‌‌
گــــره
موے تـــــــو بند ی‌سٺ...؛
کہ بر پـــــای
دل اسٺ ...!!

سلمان_ساوجی
دیدگاه ها (۱۳)

..."ای ڪــاش من هم در این حد از دنیــا بیخبر بودم"

یه روزی تمام راه هایی که باقلب رفتی با عقلت برمیگردی....!!!!...

تو گر گناه من شویتوبه نمیکنم ز تو ...جام لبت بنوشمو باز گناه...

.فکر کنم مامانهای قدیم خیلی صبر داشتن! مخصوصا وقتی کسی میومد...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

*دوست دارم کـه دلت شاد شود در غزلمخانه ی قلب تـــــــو آبـــ...

وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی درواژه های شعر من گوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط