دوباره شب ، دوباره تنهایی ، دوباره یاد تو که این دل بیقرا

دوباره شب ، دوباره تنهایی ، دوباره یاد تو که این دل بیقرار را بیدار نگه داشته است .

کاش همه آسمانها کنار بروند، همه دیوارها پنجره شوند وتو در چشمان من بنشینی و بگویی که
هنوز در عطر سیبی و در سلام دختر بچه ی معصوم ودر آواز سیب سرخ .

بدان که هیچ گاه برکه ی فکرم از ماهیهای یاد تو جدا نخواهد شد وبدان که هیچ گاه گردو غبار زمان
بر روی یاد و نام و خاطرت نخواهد نشست وهر شب سراغ تو را از کسانی که به دنبال ماه می دوند
می گیرم .
دیدگاه ها (۲)

#عذرخواهی#پارت-آخر_3چان کل شب چشم روی هم نزاشت و فقط از ا.ت ...

دوباره شب ، دوباره تنهایی ، دوباره یاد تو که این دل بیقرار ر...

دوباره شب ، دوباره تنهایی ، دوباره یاد تو که این دل بیقرار ر...

دوباره شب ، دوباره تنهایی ، دوباره یاد تو که این دل بیقرار ر...

دوباره شب ، دوباره تنهایی ، دوباره یاد تو که این دل بیقرار ر...

دلم گرقته است . دوباره دلم هواي تو را كرده است . خودكارم را ...

دوباره تنها شده ام ،دوباره دلم هوای تو را کرده.خودکارم را از...

امشب سر مهربان نخلی خم شددر کیسه نان بجای خرما غم شددر کنج خ...

به سرم زد که کمی سمت عقب برگردمتا بفهمم که چرا غم زده و دل س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط