برف ده سالگی بخاطر ادم برفی هایش

برف ده سالگی بخاطر ادم برفی هایش
برف چهارده سالگی بخاطر اخبار و تعطیلی هایش
برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکار یخ زده بودم
برف بیست سالگی قدم زدن های عاشقانه و رد پاهایم
برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد ...
دیدگاه ها (۲)

طبیعت

راز خون پارت سوم

#داستانک‹‹ حلاج گرگ بودم! ››حلاجی از شهر برای کار حلاجی به د...

Twenty

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

پارت پنجم — خاندان مینسوآ هنوز هم با ناباوری به یورا نگاه می...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

داستان عاشقانه جدید

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁸نتونست ادامه بده،چشم‌هاشو بست و گوشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط