درخواستی
#درخواستی
#دو_پارتی
وقتی.......
The last part
چانگبین داغون شده بود. روی زمین افتاد و شروع کرد به گریه
_ا/ت نه...تقصیر منه
احساس گناه میخوردتش. جینا رو از میسون گرفت و قول داد بزرگش کنه
.
.
.
.
سالها گذشت. چانگبین جینا رو بزرگ کرد دخترش حالا یه دختربچه شاد بود، با استعداد موسیقی مثل پدرش چانگبین کارش رو ادامه داد، اما هر روز با فکر تو بیدار میشد شبها خواب تو رو میدید؛ خواب خندههات، بحثهاتون، و لحظههایی که میتونستین با هم باشن.
هر تولد جینا، چانگبین عکس تو رو میذاشت روی کیک و میگفت: "مامانت اینجاست،و کنارمونه و داره باهامون جشن میگیره تولدتو" زندگیش پر از موفقیت بود، اما خالی از تو. هر آهنگی که میساخت، یه تیکهش برای تو بود. چانگبین یاد گرفت که عشق واقعی هیچوقت نمیمیره، حتی بعد از مرگ
END
امیدوارم خوشتون بیاد واقعا درخواستی پیچیده ای بود و نمیدونستم چجوری باید بنویسمش
#دو_پارتی
وقتی.......
The last part
چانگبین داغون شده بود. روی زمین افتاد و شروع کرد به گریه
_ا/ت نه...تقصیر منه
احساس گناه میخوردتش. جینا رو از میسون گرفت و قول داد بزرگش کنه
.
.
.
.
سالها گذشت. چانگبین جینا رو بزرگ کرد دخترش حالا یه دختربچه شاد بود، با استعداد موسیقی مثل پدرش چانگبین کارش رو ادامه داد، اما هر روز با فکر تو بیدار میشد شبها خواب تو رو میدید؛ خواب خندههات، بحثهاتون، و لحظههایی که میتونستین با هم باشن.
هر تولد جینا، چانگبین عکس تو رو میذاشت روی کیک و میگفت: "مامانت اینجاست،و کنارمونه و داره باهامون جشن میگیره تولدتو" زندگیش پر از موفقیت بود، اما خالی از تو. هر آهنگی که میساخت، یه تیکهش برای تو بود. چانگبین یاد گرفت که عشق واقعی هیچوقت نمیمیره، حتی بعد از مرگ
END
امیدوارم خوشتون بیاد واقعا درخواستی پیچیده ای بود و نمیدونستم چجوری باید بنویسمش
- ۳.۶k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط