بیاد موردن ؛ سیاهی ؛ تنهایی و تاریکی قبر هم کمی باشیم خوب

بیاد موردن ؛ سیاهی ؛ تنهایی و تاریکی قبر هم کمی باشیم خوبه


بعضی روزا فکر می کنم بار گناهم کاری کرده با من که پیش تو روسیاهم از خجالت بسته نگاهم درونم می سوزه از سوز گناهم یاد گرفتاریم می افتم یاد اون لحظه ای که می برنم به یاد غسل و کفنم یاد فشار قبرم و فریاد زدنم یاد عذاب و بدنم یاد اون لحظه ای که دوتا ملک سوال کنن یاد ساکت شدنم یاد اون شلاقایی که می زنن رو بدنم که بگو خدات کیه قبلت کجاست چیه کتابتو اسم پیمبرتو بگو کمکم کن نمونه جوابم توی گلو تو جواب اولی می گم علی دیگه هر چی که بگم می کم حسین من قبلتک حسین من دینک حسین .
دیدگاه ها (۳)

قسمت اخرالا! ای عاشق اندوه گینمنمی خواهم تو را غمگین ببینماگ...

قسمت 10همنگاهم خال، در جایی نمی کوفتبه چشمم اشک غم، تایی نم...

دانـی کـه دلدارم تـوئی دانم خریدارم توئی یـارم توئی یارم توئ...

مـن از هـوسها رسته ام از آرزوها جسته ام مـرغ قفس بشکسته ام ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط