به زور چادری شدم
به زور چادری شدم!
تا جایی که یادم هست به زور چادری شدم! خیلی خیلی به زور…!
خاطرم هست از اول ابتدایی با خواهرم مدرسه که میرفتیم، او از من بزرگتر بود و چادر سر میکرد و من همیشه حسرتش را میخوردم. از تابستان سال دوم شروع کردم خواهش و تمنا که من هم چادر میخواهم. اما چون از نظر مادرم هنوز خیلی کوچک بودم و توانایی جمع و جور کردن چادر را نداشتم مدام وعده میدادند که باشد برای بعد از سن تکلیف!
مدرسهها باز شد و علی رغم تمام تلاشهایم خبری از چادر نشد!
تا جایی که یادم هست به زور چادری شدم! خیلی خیلی به زور…!
خاطرم هست از اول ابتدایی با خواهرم مدرسه که میرفتیم، او از من بزرگتر بود و چادر سر میکرد و من همیشه حسرتش را میخوردم. از تابستان سال دوم شروع کردم خواهش و تمنا که من هم چادر میخواهم. اما چون از نظر مادرم هنوز خیلی کوچک بودم و توانایی جمع و جور کردن چادر را نداشتم مدام وعده میدادند که باشد برای بعد از سن تکلیف!
مدرسهها باز شد و علی رغم تمام تلاشهایم خبری از چادر نشد!
- ۵۳
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط