سايه ي دستي ميان قاب چشمان ترش

سايه ي دستي ميان قاب چشمان ترش
چادرخاكي زهرا بالش زير سرش
رنگ خون پاشيده بر آيينه ي احساس او
لكه هاي سرخ روي گوشوار مادرش
اين دم آخربه ياد ميخ در افتاده است
خانه را آتش زند با روضه ي پشت درش
لخته ها را پاك مي كرد از لب خشكيده اش
زينب خونين جگر با گوشه هاي معجرش
برخلاف رسم سرخ كشتگان راه عشق
رفته رفته سبزتر مي شد تمام پيكرش
با نظر براشك قاسم گفت: واي از كربلا
نامه اي را داد با گريه به دست همسرش
روضه ي «لايوم» مي خواند غريب اهلبيت
كربلايي ها چه گريانند در دوروبرش!
چشم اميدش به قد وقامت عباس بود
ايستاده با ادب ساقي كنار بسترش
السلام علیک یا حسن بن علی (ع) ایها الکریم
دیدگاه ها (۵)

سایه ی دستی میان قاب چشمان ترشچادرخاکی زهرا، بالِشِ زیر سرش ...

ایشالا خوشبخت بشین و خنده مهمون هرروز زندگیتون 😍😍👌❤😅🤭

پوشاک

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

هیچ چیز ترسناک‌تر از زنی نیست که دیگر تو را نمی‌بیند، حتی وق...

@m5555s

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆لایک و بازنشر یادت نره...

کلی کلیپ و ویدیو های باحال میذارم...♡☆لایک و بازنشر یادت نره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط