درد دل پوشیده مانی

درد دل پوشیده مانی
تا جگر پرخون شود

به که با دشمن نمایی
حال زار خویش را

#سعدی

دیدگاه ها (۱)

ﻫﺮ ﺩﻝ ﮐﻪ ﻃﻮﺍﻑ ﮐﺮﺩ ﮔﺮﺩ ﺩﺭ ﻋﺸﻖﻫﻢ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺧﻨﺠﺮﻋﺸﻖﺍﯾﻦ ...

من زبان برگ ها را می دانم مثلاً "خش خش.." یعنی امان از جدای...

من به چشمان تو دل بستم و شاعر گشتمچه مبارک قدمی داری و فرخند...

ما بین کتاب قلب من غوغایی است... هر واژه غریب است در آن الا ...

سفیدی رویت آینه به جیبم عرق های محبت دستمال به جیبمکجای ای د...

وقتی تو مخاطب هام نگاه میکنم و هیچکسی رو برای درد و دل پیدا ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط