بابام اومده میگه چرا این سشواره باد نداره

بابام اومده میگه چرا این سشواره باد نداره
منم ی دفه جیگر درونم گل کرد گفتم:
فک کنم پنچر شده
هیچی دیگه الان اومدیم دکتر که سشوارو از تو حلقم بیاره بیرون!
دیدگاه ها (۴)

خب اون پست احساس کردم بعضیاتون شاید فک کنید برا جلب توجه هست...

رمان تو خود منی

خیلی انرژی گرفتم از اینکه پست طنز گذاشتم؛ با اجازه‌ی بابامم ...

پشت نگاه سردت....16ویو تهیونگهنوز حرف بابام توی سرم می‌چرخید...

سه تایی با هم از اتاق اومدیم بیرون. تهیونگ همون‌طور که سورا ...

P9 . PRISAN MAFIA.

پارت شانزده

ازدواج اجباری part : 10 همه تو حال نشسته بودیم که صدای زنگ د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط