-امید، تکیه گاهی استوار می‌جُست

-امید، تکیه گاهی استوار می‌جُست
و هر حصارِ این شهر، خشتی پوسیده بود...

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

آدما فراموش نمیکنن،فقط یاد میگیرن چطور میشه بیصدا غصه خورد.....

خدا ❤ ️

از درونم نمیروی بیرون

این دلقک منو یاد جست می اندازه در سنگدل ...!💔شما چطور ؟

گاهي گمان نميکني ، ولي خوب مي‌شود ،گاهي نمي‌شود که نمي‌شود ک...

نگران نباش…گاهی پشت تمام بن‌بست‌ها، دستی از جنس رحمت ایستاده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط