پارت : ۲۶

پارت : ۲۶
_چون کسی تو زندگیمه که مادرم راضی نمیشه با اون ازدواج
کنم.. و منم تو کل دنیا فقط مادرمه که برام مهمه و نمیخوام
دلشو بشکنم
_چرا راضی نمیشن؟
تکیه داد به صندلی و گفت
_زیادی سوال میپرسی
_مگه کشکه؟.. باید بدونم تو چه بازی ای وارد میشم
_چون از من بزرگتره و بچه داره.. اگه فضولیت تموم شد
جوابتو بگو
پس اون آهیر مغرور و رویایی که به هیچ دختری نگاه نمیکرد،
دل در گرو عشق کسی داشت!
_خب برای منم راه حل خوبیه، چون پدر و مادرم گیر سه پیچ
دادن بهم و تا شوهرم ندن ول کن نیستن.. ولی برنامه ت
چیه؟.. میخای دقیقا چیکار کنیم؟
نگاه زیرچشمی به در بسته ی اتاقم کرد و گفت
_عقد میکنیم.. یه مدتی باهم همخونه میشیم و بعدش میگیم
تفاهم نداشتیم و جدا میشیم.. بعد از اون دیگه نمیتونن بهمون
گیر بدن، من میتونم با کسی که میخوام ازدواج کنم و توام
میتونی برای خودت مستقل زندگی کنی و بعنوان یه زن
مطلقه خونه ی جدا داشته باشی
فکر خوبی بود.. یه راه نجات عالی بود.. ولی مثل اینکه بیشتر
به کار اون میومد تا من..
گفتم
_خیلی خوبه ولی بنظر میاد نفعش برای تو بیشتره.. چیز
زیادی گیر من نمیاد
_چی میخوای؟.. پول؟.. مهریه ت رو میدم و یه خونه برات
میخرم که بعد از جدایی برا خودت خونه داشته باشی
پوزخندی زدم و گفتم
_البد با پول دزدی میخوای این کارا رو برام بکنی
بدون اینکه ناراحت بشه بی تفاوت گفت
_تو به ایناش کاری نداشته باش.. در ضمن، تو که قرار نیست
واقعا زن من باشی پس با شغل منم نباید مشکلی داشته
باشی.. موسی به دین خود عیسی به دین خود.. اوکی؟
این آدم انگار هیچی براش مهم نبود و نه عصبانی میشد نه
خوشحال.. بیتفاوت و سرد بود.. درست مثل دوران دبیرستانم
که همش تو خودش بود و حتی نیم نگاهی هم به دخترایی که
خودشونو براش میکشتن نمیکرد..
دیدگاه ها (۲)

سناریو ایدل رویایی پارت ۳

سناریو کنما تک پارتی

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

marry without love

پارت: پنجرمان: رویای منکاترین: بچه ها دیدینش؟ جنیلا: آره من ...

فیک تهیونگ

[•] عمارت عشق [•]Part: ²¹تو راهروی مدرسه راه میرفت، دنبال خی...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط