« تقاص عشق »

« تقاص عشق »
پارت ۸۷

ات از در بزرگ عمارت رفت بیرون ماشین جیمین رو دید که جلوی در عمارت ایستاده جیمین از ماشین پیاده شد و سمته ات آمد تحت تاثیر اون همه زیبایی ات قرار گرفت جلوش قرار گرفت‌
ات : آقای پارک خیلی خوشتیپ شدین
اسلاید ۲ استایل جیمین
جیمین دست هاشو دوره کمره ات حلقه کرد و به خودش نزدیکش کرد اما ات سریع ازش دور شد جیمین کمی اخم هایش رفت توهم ات خنده ای کرد و سمته ماشین رفت
ات : نه آقای پارک شاید اینجا یکی ببینه
ات سوار ماشین شد جیمین هم سوار ماشین شد و حرکت کرد ات لحظه ای سکوت کرد اما دوباره سریع حرف زد
ات : جیمین خانوادت
با این حرف ات جیمین یهو ترمز ماشین رو گرفت و این باعث شد که ماشین تکون بخوره ماشین ایستاد ات سریع گفت
ات : جیمین چت شد چرا ترمز گرفتی
جیمین دستی به پیشونیش کشید و گفت
جیمین : چراغ قرمز بود الان دوباره راه می‌افتیم
جیمین دوباره ماشین رو روشن کرد و حرکت
جیمین تا وقتی می رسیدن هیچ حرفی نزد ات که از این سکوت جیمین خوششون نیومد وقتی رسیدن ات از ماشین پیاده شد جیمین هم پیاده شد
جیمین دسته ات رو گرفت و به جلو راه افتادن
ات : امیدوارم اونجا اینجوری سکوت نکنی
جیمین : عشقم دلخور شد
ات هیچ حرفی نزد هر دو به داخل رفتن وارده آپارتمان شدن آپارتمان که نبود با ازش درست کرده بودن دیجی آورده بودن همه داشتن می رقصیدن جیمین که دسته ات رو گرفته بود
ات رویه جیمین کرد و گفت
ات : فکردم گفتی یه دوره همیه اما نگو که اینجا رو بار درست کردن
جیمین : سوهیوکه دیگه چه میشه کرد
سوهیوک به سمتشون آمد و گفت
سوهیوک : زوج امسال خوش اومدین به پارتی ما
جیمین : دیونه
ات : چه کردی سوهیوک خیلی عالی شده
سوهیوک : ممنونم از زن داداش گلم
با این حرف سوهیوک ات کمی خجالت کشید و پایین نگاه کرد سوهیوک از اون ها دور شد جیمین دستشو دوره کمره ات انداخت و دهنشو نزدیکه گوشه ات کرد
جیمین : امشب خیلی خوشگل شدی پارک ات
ات دست جیمین رو گرفت و گفت
ات : جیمین بریم برقصیم
ات و جیمین بقیه ملحق شدن و ات شروع به رقصیدن کرد خیلی خوشحال بود فقط می‌خندید
به سمته نوشیدنی ها رفت و دوتا ویسکی برداشت یکی رو داد به جیمین اون یکی رو خودش یه دفعه ای سر کشید ظرفیتش رو هم نداشت خیلی زود م*ست میشد ....
دیدگاه ها (۹)

« تقاص عشق » پارت ۸۸ ات کاملا م*ست شده بود تو حال خودش نبود...

« تقاص عشق »پارت ۸۹ات از آپارتمان بیرون رفت کناره جاده ایستا...

تقاص عشق پارت ۸۶زنگ خورد توهم کیف اش رو برداشت و روبه دینا ک...

« تقاص عشق »پارت ۸۵جیمین ماشین رو جلوی مهدکودک نگهداشت و ازش...

برادر ناتنی پارت 8ویو عمارت جیمین: جیمین از ماشین پیاده شد و...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖صدای زنگ در عمارت هنوز توی سالن پیچیده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط