خیلی هم سخت نیست

خیلی هم سخت نیست
یاد گرفتنِ اینکه
قدم هایت را آهسته باید برداری
خیلی هم سخت نیست
فهمیدنِ اینکه
گاهی باید خودت به شانه ات بزنی و بگویی
هی تو !
من اینجا کنارت نشسته ام
خیلی هم سخت نیست
کشتنِ احساسی که
ممنوعه می شود
گاهی
تنها کافیست
یک بار در هم بشکند
آنچه که اسمش
بــــــاور است ... !
دیدگاه ها (۴)

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

آمدی اما دلم را کینه با خود برده بودآرزوهاییکه در قلب...

نگاهم که کردی دلم پر گرفتدلم غربت زنگ آخر گرفتنگاهم که کردی ...

"برای من از دل شــکسته نگوکه دلــﮯ دارم شــکسته تر از سکوتــ...

«۱۸. لاکچری یعنی تماس گرفتن برای شروعِ یک زندگیِ بهتر»گاهی ی...

رمان زیر نور خاموش سئول... ---پیشانی‌ات هنوز روی سینه‌ام بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط