صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود

مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم
دیدگاه ها (۱)

جز نقش تو در نظر نیامد ما راجز کوی تو رهگذر نیامد ما راخواب ...

قفس یعنی دهان منوقتی زبانمروی اسم تو قفل می شود

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوستتا کنم جان از سر رغبت فدا...

شڪـــــستخیلی چیزارو عوض میکنهدیگہ: نمیخندےدیگہ:اعتماد نمیڪن...

ب دو چشم آبی تو ؛ ک ز سر گذشته آبمچ شود ک دستگیری؟ تو از این...

گر من به غم عشق تو نسپارم دلدل را چه کنم بهر چه می‌دارم دلدل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط