با چشمانی باز

با چشمانی باز
رویاهایی را می بینم
که در سکوت اتاق،
ورق ورق
شعر می شوند....

#لیلا_ادبی
دیدگاه ها (۱)

کاش میشد؛حال خوب را،لبخند زیبا را، بعضی دوست داشتنها را، خشک...

‌برای من که پُرم از فراق قصه نگواگر کتاب تو باشی کتابخانه من...

بگو چه را بهانه کنم برای دیدنتکدام حیله‌ی عاشقانه؟کدام زیرکی...

#غذای_ایرانی

مینویسم برای جهانی بدون بودنشمینویسم برای فردای نبودشحیاط را...

در لابه لای موهای تو شعرهای قشنگی نشسته استبا سر انگشت قلمیک...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۷جونگوک چند ثانیه به دو مسیر خیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط