"تا در آن حلقه ی زلف تو گرفتار شدم

"تا در آن حلقه ی زلف تو گرفتار شدم
سوختم تا که من از عشق خبردار شدم"*
گشتم آگاه از این راز و شدم محرم تو
با خبر گشته ام و شهره ی بازار شدم
شهره ی شهر شدم فاش شده راز دلم
شهر فهمیده که من عاشق دلدار شدم
باکی از این همه رسوایی و بدنامی نیست
چون که من ماتم و من محو رخ یار شدم
محو در عشق تو ام روح منی عشق منی
من به ویروس تو و عشق تو بیمار شدم
حال من دست خودم نیست، طبیب دل من
تا در آن حلقه ی زلف تو گرفتار شدم
دیدگاه ها (۴)

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۶_____________________✨🌝✨__...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط