دیالوگ من و خدا :

دیالوگ من و خدا :

گفتم: خدا آخه این همه سختی؟ چرا؟
گفت: «انَّ مع العسر یسرا»
"قطعا با هر سختی، آسانی است.(انشراح/6)
*
گفتم: واقعا؟!
گفت: «فإنَّ مع العسر یسرا»
حتما با هر سختی، آسانی است.(انشراح/7)
*
گفتم: خب خسته شدم دیگه...
گفت: «لاتـقـنطوا من رحمة الله»
از رحمت من ناامید نشو.(زمر/53)
*
گفتم: انگار منو فراموش کردی!
گفت:«اذکرونی اذکرکم»
منو یاد کن تا یادت باشم.
*
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟!
گفت: « وَ ما یدریک لَعلَّ السّاعة تکون قریبا»
تو چه می دانی، شاید موعدش نزدیک باشد.(احزاب/63)
«انّی اعلم ما لاتعلمون»
من چیزایی میدونم که شما نمی دونید.(بقره/ 30)
*
گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچک، خیلی دوره! تا اون موقع چی کار کنم؟
گفت: « و اتّبع ما یوحی الیک و اصبر حتی یحکم الله»
حرف هایی که بهت زدمو گوش کن، و صبر کن ببین چی حکم می کنم.
(یونس/ 109)
*
ناخواسته گفتم: الهی و ربّی من لی غیرک (خدایا آخه من غیر تو کیو دارم؟!)
گفت: «الیس الله بکاف عبده»
من هم برای تو کافی ام.(زمر/36)
دیدگاه ها (۱)

تبليغ درختكاري در ايران اينطوري جواب ميده:هموطن قلياني؛ نهال...

۵ ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد …تا کتابمو باز کردم ...گ...

کیا هستن این موقع صب؟؟هر کی هست بیاد راجع به: رفتارهای ساختا...

سلامتی تنباکو که صادقانه روش نوشته سرطان زا،نه آبمیوه که به ...

۱۴۰۰۰ گزاره امیدبخش در روزگار بحران بخش (اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط