عکاس بود !

عکاس بود !
اما لِنزِ دوربینش یِکبار هم
سویِ من نیامد!
با لنزِ دوربینش عالم و آدم را
نظاره کرد
جز من !
این آرزو بر دلم ماند که
شکارِ لحظه هایِ او باشم !

ابولفضل_وکیلی
غزل_گیلانی
دیدگاه ها (۲)

بگذار که درحسرت دیدار بمیرم درحسرت دیدار تو بگذار بمیرمدش...

قوها ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺮﮒﺁﮔﺎﻫﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﻫﯿﭻ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧ...

مَن فقط روزنامه ای بودَمبِین اَنبوه دسته بَندی ها...مَرگ در ...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

میان کارهای روزمره به خودم آمدمدیدم دلم چای دارچینی طلب میکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط