...........یا مهدی.........

...........یا مهدی.........

همرنگ آئینه برایت حرف ها دارم که جز تو،

 هر چه

میگردم... زلالی، محرمی، عشقی

نمی یابم! شکوه ای دارم تحمل کن:

چرا با من نگفتی سجده کردن نرخ دارد،

گوشه مسجد چرا یادم ندادی مهربان بودن

 چه دشوار

است.

جز خوبی چرا در دفتر مشقم،

دگر سرمشق ننوشتی که من امروز

چنین مبهوت و

وامانده به سوگ ساکت خورشید ننشینم،

بشنو صدایم را که از اعماق سرد یاس

 می آید. برایت

حرف ها دارم... برایت از غروب نابهنگام نگاهم

 قصه ها دارم!

عاشق شدم، بر من گناه هرزگی بستند !

 بریدم دل ز شیرینم گناه بی وفائی را

 علم کردند !

 خندیدم : ندا در داد سنگین دل،

چه بی عار است!

به خلوت اشک باریدم...

 قضاوت هایشان این شد که هان،

فهمید بد کرده ببین از

شرم سرشار است!

خدا باور نخواهی کرد اینجا رنگ صد رنگی

 خریدارش چه

بسیار است و من اینجا میان

کوچه های نیلی این شهر

به دنبال نفس های عمیق یاس میگردم

که عطر خوبش

اینجا دیر هنگامست ناپیداست!

می ترسم از بودن می ترسم! از این کابوس...

خدای عشق یاری کن...

دلم پژمرد... کاری کن!
دیدگاه ها (۸)

خاطرات طنز دفاع مقدس:نمی دانم تقصیر حاج آقای مسجد بود که نما...

ﻃﺮﺍﺣﺎﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﺍﺯ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺷﮕﻔﺘﻨﺪ !ﭼﻮﻗﺎ: ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﺩﺷ...

.....نه از تنهایی میترسم........نه از تنها ماندن....ترسم از ...

لمسِ تن توشهوت است و گناهحتی اگر خدا عقدمان را ببندد....داغی...

📖 آکادمی آستریاپارت نهم | «رو مخ‌ترین مهمان آکادمی»صبح...آکا...

love in the dark⑤②چانهی نفس عمیقی کشید و با لحنی جدی چانهی:ب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²¹ویو: ویکتوربعد از قطع تماس، چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط