بله ای دوستان عکس بدحجابی میذارید...بعد میگوید من نیت این

بله ای دوستان عکس بدحجابی میذارید...بعد میگوید من نیت این متن است نه عکس لوختی...این داستان رو بخوانید

±± روزی احمد با تعداد زیادی مجله که تصاویر خواننده ها
↑↑&&¶¶
و رقاصه ¶روی اون بود اومد خونه،


^ مامان گفت: احمد جان اینا چیه آوردی؟ چرا خریدی ؟
احمد رفت طرف باغچه و مجله ها رو آتیش زد
-------------
و گفت: مامان اینا رو از باجه سر کوچه خریدم تا هم محله ای هام به گناه نیوفتن،


^ مامان گفت: پولشو از کجااوردی؟?®
* گفت: حقوق کار تابستونم رو استفاده کردم ،

^ مامان گفت: مگه نمی خواستی موتور بخری ؟ ππ
*گفت: هرچی فکر کردم دیدم موتور منو تا سر کوچه می بره ولی این کار تا بهشت.*
^ مامان گفت:
ولی تو این شهر ک فقط همین یه باجه نیست.

* احمدگفت:
می دونم ولی وقتی مُردم به خدا بگم وُسع من در همين حد بود.
----------
* اینچنین بود کودکی شهید احمد کشوری *

شادي روح مطهرش صلوات
دیدگاه ها (۱۰)

ﯾﺎﺑـــﻦ ﺍﻟﺤﺴــــــــــــــﻦ ...ﮐﻠﯿﺪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻗﻔﻞ ﻫﺎﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ . ....

امام صادق عليه السّلام فرمودند: بادِرُو أحداثَكُم بِالحَديثِ...

@@@

* خیلی قشنگه بخوانید** حمال تبریزی که بود؟فرد بیسوادی در ت...

ستاره دنباله دار پارت:۳۴

Enemys Embrsce [ part ۱۳ ]

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

#نفرتی_عاشقانه𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏ویو جونگکوکتو خونه نشسته بودم و به تلویز...

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 21«کوک هم لونا رو رسوند خونه...

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 116・⁠]⁠ᕗبلند خندیدم و مثلا د...

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط