نشستم درفراقت گریه کردم

نشستم درفراقت گریه کردم


زعشقت بی نهایت گریه کردم


تمام روز در فکر تو بودم 

 
تمام شب برایت گریه کردم


میان کوچه های درد و غربت


چو دیدم رد پایت گریه کردم


مبار ای آسمان دیگر تو امشب 


که من دیشب به جایت گریه کردم
دیدگاه ها (۶)

تنها، تویی تو که می تپی به نبض این رهاییتو فارق از وفور سایه...

مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست داردچون در هر بهار ب...

بالاخره روزی می آیی و ساعت ها به وقت توتنظیم می شوند!سلام! آ...

آن چیزی که تنگ شده دل است برای تو و جهان است برای من …جایی ب...

عاشقانه های شبنم

عشق دردناک²p³⁰روی تخت دراز کشیدم و پتو رو روی خودم و ا.ت کشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط