پیشانی ات را

پیشانی ات را

به پیشانی ام بچسبان

و در چشم هایم خیره شو

خسته ام از سکوت

این بار می خواهم

دوست داشتن را

روی لب هایت فریاد بکشم...
دیدگاه ها (۵)

المایغزر بی الملح عالعشره ویاه لا تلح خلی یروح براحته ادم اس...

لو نهر چان الدرب اسبح واعبرهگلبک ارید الگاه اذانی هجره

تصور کندلتنگ شویبخواهی از او دست بکشیاو دستت را بکشد پرت شوی...

ما أندل وأتیهه وین ...ویهای.اطفی بهای وکتی أنوب ..ویهای.انه ...

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

این شهرپر است از حرف من و تو ،عینک آفتابی ات رااز روی چشم ها...

قرمز است؛خونی که به شوقِ تو در رگ‌هایم می‌دود،گیلاس‌هایی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط