سوگند به آن حس غریبانهٔ چشمت

سوگند به آن حس غریبانهٔ چشمت
بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم

رفتی و دلم بست به سوی همه در را
جز روی تو در را به کسی باز نکردم

گفتم که بگویم غزلی لایق عشقت
حس غزلم را به تو ابراز نکردم

شب‌ها که به خاطر گذرد یاد عزیزت
در خواب به جز نام تو آواز نکردم

زنجیر به پای دل من بست نگاهت
بی حال و هوای تو که پرواز نکردم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

سوگند به آن حس غریبانهٔ چشمتبی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم رف...

زلف تو همچون شب جنگ جَمَلکُشته فراوان بدهد در جَدَل!گشته کمی...

با دل دیوانه من یار باشی محشر استمن بیایم خانه‌ات بیدار باشی...

هر زمان بی‌کس شدی تنها شدی یادم بکنهر زمان هم خانه با غم‌ها ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

ص ۶۴‌من خاطر خواه زیاد داشتم ولی عاشق واقعی ندیدم اکثریتشون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط