«blood shadows»

«blood shadows»
(سایه های خونی)
part 29/
____
برد الیویا را با یک نوشیدنی جشن گرفتند.
نور چراغ‌های رنگی، روی میز گردی که دورش نشسته بودند، می‌افتاد و صدای موسیقی، با هیجان جمعیت قاطی شده بود.

جکسون با لبخندی که زیرش شیطنت موج می‌زد، گفت:
«قراره اینجا بسته بشه و مسابقه خیابانی...»

ناگهان میرا، با نگاهی که سردی را پشت لبخند پنهان می‌کرد، حرف جکسون را نیمه‌تمام گذاشت و با صدایی که به سختی می‌توانست خشمش را پنهان کند، گفت:
«تو چه آدم عوضی هستی!»

الیویا که اصلاً متوجه برخورد بد میرا نمی‌شد، از صندلی گرد پایین آمد و با نگرانی گفت:
«چی شده؟!»

دیمین که گوشه‌ای ایستاده بود، با شنیدن حرف‌های میرا، مانند الیویا که متوجه رفتار میرا نمی‌شد، گوش کرد.

میرا با لحنی که تمسخر را پشت نگرانی پنهان می‌کرد، گفت:
«این فقط به خاطر شرط‌بندی بود... که ارزش تو رو با یک موتور یکی کرد، باهات وارد رابطه شد!»

الیویا که سردرگم بود، فقط نگاهش به جکسون بود و در سکوتش، به دنبال واکنشی می‌گشت که نشان دهد میرا راست می‌گوید یا نه.

جکسون با لحنی که تلاش می‌کرد آرام باشد، گفت:
«اینطور که فکر می‌کنی نیست...»

الیویا بدون هیچ حرفی، ازکلاب بیرون رفت.

جکسون با نگاه ریزی به میرا، بدون اینکه کلمه ای بگوید، دنبال الیویا رفت.

دیمین هم پشت سرشان رفت.

الیویا با قدم‌های تند و محکم به سمت ماشینش می‌رفت.

قلبش مثل همیشه نمی‌تپید؛ احساساتش بهم ریخته بود و ذهنش سردرگم.

نور چراغ‌های خیابان، روی صورتش که از عصبانیت و شوک قرمز شده بود، می‌افتاد.

جکسون بازوی الیویا را گرفت و آرام به سمت خودش کشید:
«الیویا، صبر کن...»

الیویا خودش را از جکسون جدا کرد و کمی عقب‌تر رفت، با صدایی که از شدت عصبانیت می‌لرزید:
«تو من رو بازیچه کردی؟ سعی کردی که من رو به سمت خودت بکشی و شرط رو ببری؟»

جکسون فقط جایش متوقف شد و اجازه داد که الیویا، بدون گوش دادن به حرف‌هایش، ترکش کند.

نگاهش به زمین دوخته شد، انگار که کلماتش را گم کرده بود.

الیویا اشک توی چشم‌هایش جمع شد.

دیمین که داشت به سمتش می‌آمد، با نگرانی گفت:
«چی شده؟ الیویا...»

الیویا بدون هیچ جوابی، محکم جلوی چشم جکسون، دیمین را بغل کرد.

بغلی که نه از روی عشق، که از روی درد و درماندگی بود.

با نگاهی که نمی‌شد توش را خوند، فقط تماشا کرد.
دیدگاه ها (۲)

«blood shadows»(سایه های خونی) part 28/___دیمین، میرا و جورج...

«blood shadows»(سایه های خونی) part 27/___نورهای رنگی و نئون...

«blood shadows»(سایه های خونی) part 26/____نور طلایی صبح، آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط