گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟

گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟
طالب دولت دیدار تو باشد چه کند؟

شوخی و بی‌خبر از درد گرفتاری دل
دردمندی که گرفتار تو باشد چه کند؟

چه غم از سینهٔ ریش و دل افگار مرا؟
سینه‌ریشی که دل‌افگار تو باشد چه کند؟

قصد جان و دل یاران بود اندیشهٔ تو
بی‌دلی کر دل و جان یا تو باشد چه کند؟

ای طبیب دل بیمار، بگو، بهر خدا
کان جگر خسته، که بیمار تو باشد چه کند؟

گوش بر گفتهٔ احباب توان کرد ولی
هر که را گوش به گفتار تو باشد چه کند؟

می‌کند بی تو هلالی همه شب نالهٔ زار
ناتوانی که دلش زار تو باشد چه کند؟
دیدگاه ها (۱)

فکر کن وقت تماشای تو باران بزندچک چک چتر تو در گوش خیابان بز...

با تو گشتم با تو گشتم با تو بارانی شدمبا تو شاعر با تو من سه...

رفتنم را خواستی' خوش باش حالا' میرومدرد دل ها داشتم در سینه...

ﺩﻝ ﻣﻦ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮐﻦﺩﺍﺩ ﺯﺩﻥ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺍﻳﻦ ﮔﻠﻪﻓﺮﻳـﺎﺩ ﺯﺩﻥ ﻣﻤﻨﻮ...

#شعر_قدیمی ✨بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدمدر من نگر در م...

در دنیای سلطنت

نه احساسی نه آرامشی در سکوت آن اتاق سفید فرو رفته بود تنها ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط