حق من بود که باشی و نگاهم بکنی

حق من بود که باشی و نگاهم بکنی
که به هر ثانیه با عشق دعایم بکنی

حق من بود که از نم نم باران بهشت
خوشه ای عشق بچینی و صدایم بکنی

حق من بود بمانی و در اندوه غروب
سپرم باشی و با عشق تو رامم بکنی

دیدگاه ها (۱)

اگر با ۵ نفر با اعتماد به نفس دوستی کنید شما ششمین نفر خواهی...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

پنجشنبه های بی دلبر پنج بار "شــنبه " است حتی کمی بی حوص...

‍ نمکدان را که پر می کنی توجهی به ریختن نمکها نداری … اما زع...

بن بست شده آخرِ راهی که توییدیوار شده مرزِ نگاهی که توییمن د...

گرچه حالم را نمی فهمی نگاهم را بفهمقطره های اشک‌ ِسرد بی گنا...

آنها که رفته اند باز خواهند گشت، در روز بارانی که باران رد گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط