چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی
دیدگاه ها (۷)

حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"و من درحالی که نمازم ...

شهید همت به روایت شهید سید مرتضی آوینیمن هرگز اجازه نمی دهم ...

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویمبنویسم که چرا عشق به انسان نر...

من از اشکی که میریزد زچشم یار میترسماز آن روزی که اربابم شود...

💔این جمعه هم نیامدی....‌🍂چه جمعه ها که یک به یک غروب شد، نیا...

💔این جمعه هم نیامدی....‌🍂چه جمعه ها که یک به یک غروب شد، نیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط