محشرے دیشب به یادت ڪنج خلوت داشتم...

محشرے دیشب به یادت ڪنج خلوت داشتم...
یڪ زمین هفت آسمان چشمان حسرت داشتم... دست من در دست یاد تو ڪجاها ڪه نرفت...
بهترین تصویر چشمت بود و صحبت داشتم... رعد و برقی ناگهانی خلوتم در هم شڪست...
سر گریبان تا سحر در دست ظلمت داشتم... قد دریاے خزر دلتنگ بودم نیمه شب...
شڪل مغان شلوغ و حس غربت داشتم... خلوت شب بود و من بودم نگاهی منتظر...
واے بر حالم نگارے بی محبت داشتم... همدم من تا سحر چشمان پر ازاشک بودوآه...
ڪاش تافراموشت ڪنم یڪ ذره جرات داشتم... نه ڪسی محرم به اسرار و نه ڪس سنگ صبور...
لحظه هایی ڪه گله از دست قسمت داشتم....
دیدگاه ها (۷)

محشری دیشب به یادت کنج خلوت داشتم یک زمین هفت آسمان چشمان حس...

محشری دیشب به یادت کنج خلوت داشتم یک زمین هفت آسمان چشمان حس...

محشری دیشب به یادت کنج خلوت داشتم یک زمین هفت آسمان چشمان حس...

محشری دیشب به یادت کنج خلوت داشتم یک زمین هفت آسمان چشمان حس...

محشری دیشب به یادت کنج خلوت داشتم یک زمین هفت آسمان چشمان حس...

محشری امشب به یادت کنج خلوت داشتم یک زمین هفت آسمان چشمان حس...

نوشتم دردِ دلہایم ، همہ گفتند عالے بودندانستند ڪہ درمانے ، ب...

ناز ڪن بانوے نازم من خریدارش شومقلب خود از عشق پر ڪن من هواد...

​لبخنـــــد مـرا بـس بـود آغـوش لهـــــم می ڪـــــردآن بوسه ...

گیج بہ اطرافم نگاہ میڪنم،چیزے نمبینم بہ جز نور! ڪنجڪاو چشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط