My professor

My professor
Chapter:2
Part:29

به محض اینکه در اسانسور بسته شد هیزل دست جئون رو گرفت و نگاهی به شماره اتاقای سالن انداخت

هیزل :خب ... اتاقامون کجان؟

جونگ کوک که چشماش داشت میخندید و مشخص بود از این حرکت ناگهانی تعجب کرده سر جاش موند و به دختر خیره شد ....

کمی بعد اون دست کوچیکو تو دستش فشار داد و راه افتاد ...

سالن نورپردازی ملایم و دلنشینی داشت و دیوار هاش با تابلوها و آینه های بزرگ تزئین شده بود.


وقتی جئون چمدونا رو از پیش خدمت تحویل گرفت هیزل نگاهی به شماره کارتش و اتاق جلوش انداخت

هیزل:عه اتاق من درست روبه روی توعه ...

جونگ کوک کارتشو به در اتاق خودش کشید و دست هیزل رو هم دنبال خودش برد

جونگ‌کوک:بله ولی فرمالیته س شما اینجا می مونی...

هیزل که گیج شده بود یه بار دیگه کارتشو نگاه کرد و جونگ کوک چمدونشو اورد داخل

هیزل :پس خودت چی؟

جئون در رو بست ... دست به کمر ، نفس صداداری کشید و زبونشو تو دهنش چرخوند

جونگ‌کوک :یعنی واقعا ... یه نفر با آیکیوى 130 ، متوجه نمیشه که الان دوست دختر منه و چیز عجیبی نیست اگه بخوام تو یه اتاق باشیم؟!


چشمای دختر از ذوق و دلهره گرد شد و بعد سرشو کج کرد

هیزل:یعنی ...توام دوست پسر منی درسته؟!


جونگ کوک آروم جلوتر اومد و دستشو به دیوار کنار سر هیزل تکیه داد و نیشخند زد

جونگ‌کوک:یادت رفت؟! همین چند ساعت پیش بله رو ازت گرفتم .... وسط آسمون ..

هیزل:هیچ خوشم نیومد ... اصلا با اینکه یه نفر
جلو من ماچت کرد حال نکردم ...


جونگ کوک خم شد با چشم خمار گونه ی چپ دختر رو ماچ کرد و برگشت سر جاش

جونگ‌کوک:خب؟

هیزل بزاقشو قورت داد .... با اینکه کنج دلشو قلقلک داده بود هنوز نیاز داشت غر بزنه

هیزل:مگه خودش پدر و برادر نداره که دنبال ناموس مردم میگرده ؟! واقعا که حرمتا از بین رفته ... پیرمردا خطرناک شدن ...


جونگ کوک خم شد و زیر گوش هیزل رو بوسید و دوباره به عقب برگشت

جونگ‌کوک:خب؟

هیزل که سر تا پاش مور مور شده بود دستاشو مشت کرد

هیزل :میدونی چقدر حسودیم شد؟

این بار جونگ کوک تن تسلیم دختر رو چرخوند و کمر هیزل به بالاتنه ی سفتش کوبیده شد ....

بازوهای ورزیده اش رو دور خودش حس کرد و طولی نکشید که لبای داغ جونگ کوک پشت گردنش نشست ...

هیزل شونه هاشو حين اون بوسه طولانی بالا داد. انگار برق از تنش رد شده بود.
جئون تن نحيفشو بين بازوهاش فشرد و کمر دختر رو بیشتر به خودش چسبوند.

جئون: چشم من فقط تو رو میبینه ... حتی اگه صد نفر بریزن سرم دنبال تو میگردم که اون دور وایسادی ... یک ثانیه گره خوردن نگاهت از اون
فاصله به چشمامو با تمام عشق بازیای این دنیا عوض نمیکنم

ادامه دارد...
لایک فراموش نشه 🍀

#رمان #فیک #فیکشن
دیدگاه ها (۳۵)

My professor Chapter:2Part:30هیزل سر جاش ثابت موند و چشماش ب...

My professor Chapter:2Part:31جئون مغرور و ریلکس موبایلشو به ...

My professor Chapter:2Part:28جونگ کوک بلافاصله چشماشو محکم ب...

My professor Chapter:2Part:27جونگ کوک گذرنامه های هیزل و سون...

My professor Chapter:2Part:8جئون بدون اینکه هیزل رو نگاه کنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط