تا آخر بخون‎

تا آخر بخون‎

معلم از بچه ها خواسته بود توی دفتر نقاشی شون بهار رو بکشند
‎دفتر ها رو یکی یکی می دید و نمره ای به نقاشی اونها می داد
‎یکی از بچه ها از هیچ رنگی استفاده نکرده بود
‎و بهار رو فقط با مداد مشکی کشیده بود
‎نمره، ده
‎دفعه بعد قرار شد دریا را بکشند
‎و او باز هم ده گرفت
‎عجیب بود، پسر کوچولو حتی رنگین کمان را هم مشکی می کشید
‎هر کس نظری می داد
‎شاید مسئله روحی و روانی داره
‎باید بیشتر بررسی کنیم
‎بهتره از خودش بپرسیم
‎پسرک در حالی که همه بهش خیره شده بودند گفت :

آقا اجازه : پدرمون کارگره و نمیتونه برامون مداد رنگی بخره!!!

«نزدیک مدرسه هاست حواسمون به همدیگه باشه .!.»


🌸 🍃
دیدگاه ها (۱)

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

part 59تهیونگ و آلینا نشستن پشت میز و آلینا داره روی یه بوم ...

ᴘᴀʀᴛ ۱۷ | یه روز متفاوتصبح روز بعد...حیاط پرورشگاه مثل همیشه...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

🧁 پارت دوازدهم | جشنی برای تمام شهرچند روز بعد...دفتر مؤسسه‌...

پارت: 4 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای دفتر مدیر هریسون همیشه...

......پارت. دوازدهم......

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

پارت چهل‌وسوم | مقصدپارک لاراصبح با نور کم‌رنگی که از لای پر...

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط