روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای ته مانده و فاسد را به فقی

روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای ته مانده و فاسد را به فقیری داد.

فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته از قصر بیرون رفت.

فقیر همه آنها را دور ریخت وبه جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید.

ثروتمند شگفت زده شد و گف:
چرا سبدی که پر از چیزهای کثف بود،

پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟! فقیر گفت :

هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!!

درجهان سه چیز است که صدا ندارد :

مرگ فقیر
ظلم غنی
چوب خدا !!
اگر بخشش باعث کوچک شدن میشد، خداوند این قدر بزرگ نبود....
دیدگاه ها (۱)

بغض کردی التماس دعاتو ماشین که نشستم گفتم ببخشید عزیز میشه ض...

ﻣﺎ ﻋﯿﺪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻓﻘﻂ ﺗﺨﻤﻪ ﻣﯿﺬﺍﺭﯾﻢ،ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺨﻤﻪ ﻫﺎ ﺩ...

عمو این چه وضعیهدیروز موتورم چند دقیقه گذاشتم اون ور خیابان ...

آی خیلی درد داره :-(

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط