For the last time–p2

For the last time–p2
park jasmin::kim visa
برای اخرین بار
جاسمین ویو (قبل ازینکه تهیونگ برسه)
بخاطر احتمال هایی که دادم ممکنه تهیونگ بلایی سر خودش بیاره پس بزا به ویسا زنگ بزنم
شروع مکالمه ::
ویسا : الو سلام اونی
جاسمین : ویسا بدو بیا بیمارستان حرفم نزن
ویسا : چی ؟ اخه سر تمرین کامبک جدیدم فردا پس فردا میاد نمیتونم چرا پاشم بیام بیمارستان
جاسمین : ببند در تالار اندیشه رو گورتو گم کن بیا بیمارستان ا.ت حالش خوب نیست تهیونگ یه بلایی سر خودش میاره
ویسا : دارم میام ولی بگو زنداداش چش شده
جاسمین : حدسای من فقط در حد حدسه گورتو گم اینجا باش
و قطع میکنه
ویسا تو ذهنش : یعنی ا.ت چش شده وایی تهیونگ مثل اوندفعه ا.ت دزدیدن (چه زندگی پر پیچ خمی داشتن) بلایی سر خودش نیاره
«ویو بیمارستان همونجایی که اومده ا.ت ازمایش بده»
ویسا میادش جاسمینم تو اتاق ازمایشه
ویسا : اوپا اوپا حالت خوبه چیشده ؟
تهیونگ : نمیدونم «بغض»
تهیونگ سریع ویسارو‌ بغل میکنه و بغضش میترکه
تهیونگ : ویسا اگه بلایی سر ا.ت بیاد من میمیرم
ویسا : اروم باش اوپا چیزی نمیشه
خواهر برادر تا وقتی جاسمین بیاد تو بغل هم بودن
جاسمین : جمع کنین بساطتونو
جاسمین : ا.ت رو تو ای سی یو بستری کردیم میتونی بری پیشش
تهیونگ با صدایی از ته چاه میومد : باشه مرسی «لبخند
تهیونگ رفت داخل اتاق
ویو اونور ::
ویسا : اونی ا.ت چش بود
جاسمین : هنوز مطمئن نیستم ولی علائمش به سرطان میخوره
ویسا : هین خاک به سرم
جاسمین : هیس دهنتو ببند میشنوه بدبخت میشما
ویسا : میاد دارمون میزنه
جاسمین : اره خیلی ا.ت رو دوست داره
ویسا : اهوم
ویو تهیونگ
فلش بک ۴ سال پیش
ا.ت ویو
انیوهاسیو من ا.ت ۲۲ سالمه و یه مدل معروفم امروز میخوام با کمپانی مدلینک ارلینک قرارداد ببندم
البته قراره همکارم داشته باشم
تهیونگ ویو
های گایز من تهیونگم ۲۳ سالمه و یه مدل خیلی معروفم امروز میرم با کمپانیه ارلینک قرارداد ببندم و قراره یه همکار هم داشته باشم

هردو رسیدن کمپانی و وارد دفتر مدیر شدن

مدیر ان : خب این برگه قرارداد و امضا کنید رسما همکار میشید و از طرف ما سفیرای جهانی همه برندا میشید

هردو امضا کردند و ختم جلسه

ا.ت : خب سلام من ا.ت هستم و شما ؟
تهیونگ : منم تهیونگ هستم از اشنایی باهاتون خوشبختم
ا.ت : میتونیم باهم دیگه دوست باشیم
تهیونگ : حتما و دیگه انقد رسمی صحبت نکنید
ا.ت : باشه اوپا
تهیونگ : میخنده …

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۳)

For the last time –p3برای اخرین بار (بچه ها هنوز توی فلش بکه...

ادامهتو راه:ا.ت:جونگکوک؟کوک:هومم؟ا.ت:میدونم تو جنی رو دوص دا...

For the last time–p1park jasmin::kim visaبرای اخرین بار..مقد...

های موچی ها من ویسام و با جاسمین (ادمین دوم) •یه فیک خیلی خو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

پارت. 27

three hearts, one love

دو پارتی هیون

part 21ویو تهیونگهنوز به جمله‌ی روی گوشی خیره بودم که صدای ق...

پارت ۲۳

part 6. three hearts, one love

مرد من ۱

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط