فرشته مرگ

فرشته مرگ
پارت 5

وارد دریچه شدم و با یه خونه ی ویلایی که چه عرض کنم وارد یه کاخ شدم با تم سیاه و قرمز خیلی قشنگ بود
خدا گفته بود یه خدمتکار تو خونه داریم
برم ببینمش
همینجوری داشتم میرفتم که حس کردم یچی از پشتم نیست یه نیم نگاهی کردم و یه جیغ بلندددددددد کشیدم.
ات: عععععععععععععععع (نعرع😐)
اجوما: چیزی شده دخترم (با استرس)
ات:یهو یادم اومد رو زمینم طبیعی خدا بالم رو برداره ( تو ذهنش)
ات: ه... ا هیچی
اجوما: آها باشه پس بیا بریم پایین صبحونه تو آماده کردم
ات:باشه الان میام میرم یه لباس خوب بپوشم بیام
رفتم تو اتاقم و یه لباس راحتی برداشتم و پوشیدم ( اسلاید 5)
ویو ات
رفتم پایین و صبحونم و خوردم
بعد یادم به اون پسره که خدا گفت افتاد آخ خاک بر سرم یادم رفت
سریع رفتم یه لباس کرمی پوشیدم (اسلاید 4) و سوار ماشین شدم
رفتم پیش یکی از دوستام که قبلا وقتی زمین بودم خیلی کمکم کرد خدا گفت که اگه مجبور بودی به کسی بگی که زنده ای و چجوری بگو این دوستم هکر بود سریع با یه اسم و عکس میتونست پیداش کنه رفتم پیشش و سلام کردم
ات:سلام
مین هی ( دوست ات) :سلام چه کمکی از دستم بر میاد
داشت کار می‌کرد اصلا من و ندید بعد یه نیم نگاهی بهم کرد و پرید بغلم
مین هی: ا..هق....ت....هق.. ت .. و.. زنده... هق ای (داشت گریه میکرد)
ات: هم آره هم نه
مین هی: هان😐
(ات همه چیو توضیح داد)
مین هی: یا جد باقر/:
ات: حالا میتونی کمکم کنی؟!
مین هی: پنپه به دوست بچگیم که از اون دنیا اومده کمک نکنم مگه خرم😐
فقط اسم و عکس این یارو رو داری
ات: اره بیا اسمشم تهیونگه
مین هی: اوکی الان درستش میکنم وقت بشین اینجا یه ده دقیقه طول میکشه اها راستی چیزی میخوای بیارم؟
ات: نه من خونه صبحونه خوردم تو فقط الان بگی کجاست ردیفه.....


خب بچه ها همه ی تلاشم و کردم تا زیاد شه اون لباس ها که نگفتم هم برای پارت بعد بای نارنگیام 👋
دیدگاه ها (۰)

رمان: قلب در تاریکی

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم (

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

the first lie

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

part¹⁰ویو جونگکوک::صبح وقتی بیدار شدم رفتم حموم و کارای لازم...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط