در چشم خود در چشم تووقتی که عاشق میشوم

در چشم خود در چشم تووقتی که عاشق میشوم
آیینه ای صادق که چون آیینه دق میشوم

گاهی برای عاشقان راهی بجز تسلیم نیست
باد مخالف میشوی باد موافق میشوم

در جمع باید با نقاب خنده ظاهر شد ولی
در قهقرای قهقهه یک شانه هق هق میشوم

راضی نخواهم شد ببینم در تو حتی تب ولی
در چشم بی رحم تو من با مرگ لایق میشوم

در پیش روی خود نمیبینم پس از تو راه را
هر روز غرق حسرت یک روز سابق میشوم

با اینهمه رنجاندنم روزی تو برگردی اگر
من دست و پا گم کرده و دربست عاشق میشوم
دیدگاه ها (۰)

همه مستیم ولی کیست که عاشق باشد؟بـا دلِ گم شده از خویـش مـوا...

همه مستیم ولی کیست که عاشق باشد؟با دل گم شده از خویش موافق ب...

‍ همه مستیم ولی کیست که عاشق باشد؟با دل گم شده از خویش موافق...

همه مستیم ولی کیست که عاشق باشد؟با دل گم شده از خویش موافق ب...

همه هستیم ولی کیست که عاشق باشد؟با دل گم شده از خویش موافق ب...

‍ همه مستیم ولی کیست که عاشق باشد؟با دل گم شده از خویش موافق...

عمر از کف رفته ام با بغض و هق هق برنگشت آفتاب بخت من دیگر به...

وابسته بر نگاه شقایق شدن بد استدرگیر خیرگی به دقایق شدن بد ا...

با تو گر باران ببارد باز عاشق می شوم عاشق دیوانه ای مانند سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط