وقتی دیدمت کثیف شده بودی...

وقتی دیدمت کثیف شده بودی...

تن ات به تنه خیلی از آشغالها خورده بود...

نزدیکم آمدی همه وجودت بوی خیانت می داد......

دور انداختمت، جائی میان همان زباله های محبوبت

 . مدتی گذشت ، دلم طاقت نیاورد دست دراز کردم

از وسط آشغالها بیرون کشیدمت ...

به خیال خودم شستمت، پاک پاک... همه چیز را فراموش کردم...

اون روز خواستم ببوسمت اما دهانت طعم عشق گندیده میداد ...

تو از بیــــــــخ فاســـــــد شدی . . . . .
دیدگاه ها (۱۶)

#مخاطب_خاصحرف های زیادی بلد نیستم من تنها چشمان تو را دیدم و...

اگر تربیت " غلط " به تو آموخت که غیرت داشتن دخالت کردن است و...

#لالایی #مژگانلالا لا لا توو چشمات خواب داریلالا توی نگات مه...

#لالایی #مژگانلالا لا لا چه بی‌تابی تو امشبچرا ای گل نمی‌خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط