‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن خر با غم و ا

‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن خر با غم و اندوه و بغض اومده خونه مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم
گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟
من که اینقدر با همه مهربونم...
حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...
دیدگاه ها (۱)

یه روزی یه کسی وارد زندگیتون میشه!که تک تک واژه های لغت نامه...

شوق ما قاصد بی درد کجا میداند؟!آن قدر شوق تو دارم؛که خدا مید...

>>🍓✨<<|فراغتے و ڪتابے و گوشہ چمنے|من این مقام بہ دنیا و آخرت...

Γ🌼🍃من‌ارگ‌بم‌وخشت‌بہ‌خشتم‌متلاشےتونقش‌جهانےهروجب‌ترمه‌وکاشے....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط