"أنکحتُ و زوّجتُ" شد آغازِ تو و من

"أنکحتُ و زوّجتُ" شد آغازِ تو و من
مِن قبلِ تــــو را از سرِ عمرم نشمارم

جان دادن پای تو حلال است ولیکن
بگذار به تـــو از سرِ جان دل بسپارم
دیدگاه ها (۶)

تو نوازنده ی یک قطعه ی غمگینی ومن مثل یک نُت، نگرانِ شبِ اج...

بر سرِ خوانِ تو تنها کفرِ نعمت می‌کنیم؛سفره‌ات را جمع کن ای ...

یا به زوال می‌روم یا به کمال می‌رسمیکسره کن کار مرابگو که عا...

یــک زلــزله بـا قدرت ویــرانی بســیارساکن شده در من هدفش یک...

.......

گمانت که بی‌تو جهان بر من است آسان؟به جان تو، در جان من جا گ...

جهان جمله تویی تو در جهان نههمه عالم تویی تو در میان نهچه در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط