خواستم ننویسمت

خواستم ننویسمت
و
پرواز را
از حافظه ی
همیشگی ی قناری قلبم
پاک کنم

خواستم ننویسمت
اما
نشد
چشمهایت
اجازه نمی داد

عشق را
باید
می نوشتم

فقط همین.
دیدگاه ها (۱)

ﻫﯿﭻ ﺑﯿﺸﻪ‌اﯼ ﺑﯽ‌ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷ...

مرابیشتر دوست بداردرست به اندازه ی زمانی کههمه ی قلبتمالِ من...

پشتِ پلک هایت رابوسیدمپا به پای پاکی هاماندماماقلبِ تو نمی ت...

...... در بستر تنهاییهرتار مویم شعری می شودکه نبودنت را فریا...

دوباره باز هم از همه ی اون کسایی که ناراحت و نگرانشون کردم ب...

می‌گن ببخش تا رها شی… اما من می‌گم برای رهایی، گاهی فقط باید...

نزار قبانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط