the missing link

the missing link
part¹


سوهی:امروز صبح هم مثل بقیه روز ها ،خورشید از همون سمت طلوع کرده و ساعت دقیقا همون زمان قبلی به صدا در اومده
همه چیز همونجوریه که همیشه انجام می‌شد در حال کاره،ولی
چرا تختم امروز اینقدر سفت شده ، آی لعنتی کی افتادم روی زمین ،اخ ، همینجوری کمرم درد میکرد الان کلا صاف نمیشم

به هر سختی بود از زمین پاشدم و به سمت دسشویی راه افتادم . بعد از کشیدن سیفون دسشویی دست و صورتم رو شستم و از سرویس بیرون اومدم
روتینم رو انجام دادم و بعد از پوشیدن لباس ها به سمت آشپز خونه رفتم
سوهی :لعنتی هفت و ربع شده باید ساعت رو برای نیم ساعت زودتر کوک کنم ایندفعه اگه ۷ و ۳۰ کلینیک نباشم واقعا جر می‌خورم
پس یه شیر و کیک برداشتم و از خونه خارج شدم ، ماشین رو روشن کردم و به سمت کلینیک راه افتادم
حدود ۷ و ۲۹ بود که رسیدم ، ماشین رو پارک کردم ، وسایل رو برداشتم و همینکه از گیت رد شدم
خانم لین :




ادامه دارد
منتظر حمایتتون هستمممم


#فیکشن
#فیکشن_بی_تی_اس
#حمایت
دیدگاه ها (۸)

the missing linkpart²خانم لین : خانم هان ، فکر میکردم دفعه پ...

the missing link part 3توی راه با یه لبخند به همه سلام میکرد...

سلام بچه ها نمیدونم الان باید چی بگم یا چجوری تبلیغ کنم ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط