درماندگی یعنی که فهمیدم / وقتی کنارم روسری داری

درماندگی یعنی که فهمیدم / وقتی کنارم روسری داری

یک تار مو از گیسوانت را / در رخت خواب دیگری داری
دیدگاه ها (۲)

تازه ی نکته فهمیدممن همه ی اوسیام موهاشون مشکی بودیعنی تو کل...

جواد قارایی: وقتی می گفتن آزادی حجاب نداریم فکر می کردم منظو...

وقتی شروع به نقاشی می کنی یعنی داری هرچی در سر داری رو به وا...

وزارت ارشاد!حجاب که هیچ!!در مثلا تئاترهاتون بغل هم مجاز شده؟...

وقتی انقدر دوسش داری که حاضری به خاطرش خودت رو بکشیمن همین ج...

دکلمه ای با هم بشنویم

بهایی ها انقلابی میشوند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط