وقتی خیالت

وقتی خیالت

هفت شهر عشق را می گرددُ

واژه ها

در خم یک کوچه می مانند

حرف زدن گناهی کبیره است

بگذار نگاهت کنم

که واژه ها کوچه ندارند

و تو

محلّ رفتُ آمد رؤیائی!!!!!!!
دیدگاه ها (۳)

زبانم سنگین شده است مثل دری که به زبانه ی ان قفل زده باشند ....

مرا ببخشکه هنوز گاهی به یادتخیال می بافم خاطراتت را نفس می ک...

شب بر روی شیشه های تارمی نشست آرام چون خاکستری تب دارباد نقش...

وقتی که اعتماد مناز ریسمان سست عدالت آویزان بودو در تمام شهر...

عشق نحس.

می دانیاز وقتی دلبسته ات شده امهمه جا بوی پرتغال و بهشت می د...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط